تبليغاتX
سینما و رسانه
 
سینما و رسانه
نگاه های رسانه ای به فیلمهای روز جهان
صفحه نخست             مدیر وبلاگ            پست الکترونیک         آرشیو مطالب         عناوین مطالب
درباره وبلاگ


هدف از راه اندازی این وبلاگ، ایجاد پایگاهی است تا علاقه مندان به سینما و هنردوستان در آن بتوانند با فیلمهای روز سینمای جهان و نگاه کوتاه رسانه های برتر جهانی به آنها آشنا شده و در کمترین زمان، بیشترین دورنما را به دست بیاورند.
-------------------------
از هنردوستان عزیز دعوت میکنم تا با تبادل لینک در معرفی کردن این وبلاگ به دیگر علاقه مندان به سینما همکاری داشته باشند
-------------------------
این وبلاگ هر هفته به روز میشود.
-------------------------
استفاده از مطالب این وبلاگ تنها با هماهنگی با نویسنده امکانپذیر است.
Unforgiven Poster

Unforgiven (1992)

R  131 min  -  Drama | Western   -  7 August 1992 (USA)
8.3
Your rating:
    -/10  
Ratings: 8.3/10 from 123,179 users   Metascore: 82/100 
Reviews: 415 user | 90 critic | 21 from Metacritic.com

Retired Old West gunslinger William Munny reluctantly takes on one last job, with the help of his old partner and a young man.

Director:

Clint Eastwood

در حین سفر در فیلمهای ایستوود امشب به غیرقابل بخشش رسیدم، بار دیگر از آن دست فیلمهایی که عام و خاص را همراه میسازد.

انسان به همان اندازه ظرفیت بدی دارد که به نیکی... مثل دریا، هم میتواند بخشنده باشد و هم کشنده. شاید خیلیها حرفم را قبول نداشته باشند، اما تم اصلی این فیلم را اینطور دیدم. اینکه چطور آدمهای کابوی آدمکش قدیم دیگر آن رغبت را به آدمکشی از دست داده اند و حالا از گذشته شان هم پشیمانند. آنها دگر حتی بدیهیات آدمکشی را هم فراموش کرده اند و به زندگی ای دیگر خو گرفته اند. آدمکشهای قدیم ناجیان جدیدند که شاید بیش از هرکسی از آدمکشی خسته شده اند. فاحشه ها بیش از دیگران به انسانیت و محبت توجه دارند و به ارزشهای خانواده احترام میگذارند. 

فیلم نمایشگر تناقضهای همیشگی انسان است که در گرو زمان و موقعیت شکل جدیدی به خود میگیرد...

چهارشنبه بیستم مهر 1390 :: 23:21 ::  نويسنده : کمیل سهیلی
مدتی پیش فیلم پرچم پدرانمان رو گذاشتم ببینم. مدتی بود که پیله کرده بودم فیلمهای جنگی رو دنبال کنم... اما فیلم اونقدر از همون اولش من رو اذیت کرد که مدام رد کردم و رد کردم و هی بیشتر از فیلم بدم میومد. یک فیلم آمریکایی جانبدارانه که کارش سرپوش گذاشتن به جنایتهای آمریکاست...

خلاصه فیلم رو دیده و ندیده کنار گذاشتم و کلا پاکش کردم و تمام... امروز فیلم "نامه هایی از ایوجیما" رو دیدم و متوجه شدم این ادامه ای بر همان فیلم قبلی بوده.. حالا دربه در دنبال پرچمهام تا دوباره، اینبار بدون قضاوت فیلم رو ببینم. این دو فیلم در کنار هم ترکیب بی نظیری را ارائه داده اند... در یکی پرچم آمریکا حسابی پررنگ شده و در دیگری امپراتور ژاپن و مردن در راه وطن... هر دو رگه های عمیقی از ناسیونالیسم را دارند و هر دو "کاری را میکنند که درست است"...

کلینت استوود با این دوگانه در ورای ظاهر ناسیونالیستی هر دو به زیرکی میگوید : "مهم نیست که از کدام طرف هستید، این جنگ نهایتا جنگی میان انسانهاست..."

دوشنبه هجدهم مهر 1390 :: 0:30 ::  نويسنده : کمیل سهیلی

گفتگويي کوتاه با عباس عبدا... زاده، نويسنده نمايش «سوکاريس»؛
از مصرباستان تا اروپاي مدرن


سوکاریس نام خدای مرگ در باور مصریان باستان است و داستان نمایش سوکاریس در مورد نویسنده‌ای ناموفق است به نام "نورمن" که سعی دارد با دغل‌بازی مشکلات خویش را حل کند و گلیمش را از آب بیرون بکشد، اما روزی که داستان در آن روایت میشود روز بدبیاری اوست؛ نکته‌ای که پس از دیدن این نمایش ذهنم را مشغول کرد این بود که این داستان نویسنده‌ای ایرانی دارد، اما شخصیتهایش اروپایی هستند و صحبت از مصر باستان میکند! بهانه‌ای که من را در کنار .... نویسنده کار قرار داد تا لحظاتی در مورد این مسئله در آخرین نوشته‌اش صحبت کنیم.




ادامه مطلب ...
سه شنبه هفتم تیر 1390 :: 18:51 ::  نويسنده : کمیل سهیلی
 

پژوهش ارائه شده در همایش «بازنمایی گروه‌های حاشیه‌ای در رسانه‌ها»:

+ فایل صوتی این سخنرانی را می‌توانید از اینجا دریافت کنید

+ فایل پاورپوینت اسلایدهای ارائه شده را می‌توانید از اینجا دریافت کنید


گسترش فناوری‌های ارتباطات با رشد وسیع و سریعی مواجه بوده و حجم بالای اطلاعات و ارتباطات شاکله زیستی نسل امروز را بسیار متفاوت ساخته است. جهان امروز ویژگی‌های مشترکی در میان فرهنگ‌های مختلف پیدا کرده است و زیست جهان انسان امروز را به شکلی پدیدآورده که در تاریخ بشری سابقه نداشته است.

جوانان ایرانی با توجه به شکل خاص جامعه ایرانی زندگی روزمره‌ای را تجربه می‌کنند که با شکل غربی آن نیز کاملا ه‌مخوان نیست. در تحقیق حاضر به واسطه بررسی چهار فیلم از دهه 80 سینمای ایران که به صورت نمونه‌گیری هدف‌مند انتخاب شده‌اند با استفاده از روش تفسیر انتقادی نحوه بازنمائی زندگی روزمره جوانان ایرانی مورد مطالعه قرار گرفت. در این پژوهش با توجه به شکل جامعه ایرانی بر عناصر خانواده دولت مذهب و عرف عام در زندگی روزمره جوانان ایرانی تاکید شده است.

غالب جوانانی که در فیلم های مورد بررسی بازنمائی شده‌اند شکلی از زندگی را انتخاب کرده‌ند که مورد تائید عوامل مورد بررسی قرار نمی‌گیرد و این امر زندگی آن‌ها را دچار مشکلات جدی کرده است لذا تمامی شخصیت‌های جوان فیلم یا به دور از خانواده خود زندگی می‌کنند و یا اگر در کنار آن ها زندگی کنند با چالش‌های جدی با آن‌ها مواجه هستند. اکثر این جوان‌ها تفسیر شخصی‌ای از مذهب داشته و یا به مذهب خاصی اعتقاد ندارند. همچنین زیست آن‌ها در غالب موارد در تضاد با ارزش‌های دولت قرار داشته و این شکل خاصی به نحوه رفتار آن‌ها داده است جوانان در مقابله با امر گاه به حرکات ضداجتماعی روی آورده و همچنین با انتقال زندگی به داخل خانه یا خارج از شهر راه گریزی می یابند. عرف عام نیز معمولا مانع یا محرکی در رفتار جوانان دیده می‌شود.

* پایان‌نامه رشته مطالعات فرهنگی و رسانه مقطع کارشناسی ارشد، به راهنمائی دکتر مسعود کوثری و مشاوره دکتر عباس کاظمی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران

یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 :: 13:32 ::  نويسنده : کمیل سهیلی

چه مي شود کرد؟ تئا تر را نيمه کاره رها کنيم؟



بيش از نيمي از آنچه را که ديدم، نگفتم./ مارکوپولو، آخرين جمله در بستر مرگ





خبر را نشنيده بودم، حضورم در آن شب در تئا تر بيشتر از سر شانس بود، يا تقدير... نمي دانم؛ تالار مولوي اما آن روز مثل هيچ روز ديگري نبود. نه تماشاگران مثل هميشه بودند و نه عوامل تالار. همه چيز غريب بود، با غربتي خاص...
وارد تالار شدم، بليت «سمک عيار» را گرفتم، خوشحال بودم که براي اولين بار قرار است تماشاگر تئاتري باشم که بر اساس کتابي بسيار جذاب و پر از داستانهاي خواندني و ديدني ساخته شده است؛ يک رمان پارسي از سده ششم هجري که توسط فرامرز بن خداداد بن عبدا... کاتب ارجاني نوشته شده است. کتابي که چون داستان هاي آن روايت مردم بوده است و قهرمانهايش در ميان عوام مشهور و محبوب بوده اند، زبان آن نيز زبان عمومي آن دوره را نشان داده و به همين خاطر نيز بسيار ساده و روان است.
بازيگران تئا تر را ديدم که گرچه همگي گريم سنگيني داشتند و تقريبا به اتفاق اطراف چشم هايشان سفيد بود، اما هيچکدام چهره شادي نداشتند و اشک رنگ گريم آن ها را بر صورتشان پخش کرده بود. باورش سخت بود، اما زمان زيادي طول نکشيد تا متوجه موضوع شوم: «جواد ذوالفقاري» پيشکسوت عرصه تئا تر و کارگردان نمايشي که بليتش را در دست داشتم، صبح همان روز ( 7 ارديبهشت) دار فاني را وداع گفته بود.
تئا تر شروع شد؛ بازيگر نقش راوي با بغض نمايش را آغاز کرد؛ چندي طول کشيد تا بتواند بر نقش تسلط پيدا کند. تماشاگران اما شايد اوضاع بهتري داشتند و تقريبا در تمامي طول نمايش صداي اشک هايشان شنيده مي شد. صحنه هاي طنز نمايش آغاز شد، موزيک پخش شد... اما همچنان چشم ها پر اشک بود، در دو صحنه، موسيقي غمناکي در نمايش پخش شد و ديگر آنجا گويي اشک ها مجال را از همه مي گرفتند. در جاي جاي نمايش صداي گريه گاه از پشت صحنه شنيده مي شد و... داستان ادامه پيدا مي کرد و صحنه هاي نمايش به استادي تمام مدام تغيير مي کرد، اما باز ذهن تماشاگران تنها به يک موضوع مشغول بود. به عضو سابق اتحاديه جهاني نمايشگران عروسکي، به عضو هيأت داوران بيستمين جشنواره جهاني نمايش عروسکي زاگرب يوگسلاوي، به عضو هيأت انتخاب جشنواره جهاني نمايش عروسکي تهران و به کارگردان «دوستان الماس»، «همه با هم»، «بز زنگوله پا»، «سياوش، فرنگيس»، «علي بابا وستاره هاي روشن شهر» و ده ها يادگار سال ها تجربه و زحمت در عرصه تئا تر.
در کارنامه ذوالفقاري همچنين برگزاري نمايشگاه عروسک هاي آسيا، نمايشگاه دائمي هنرهاي نمايش جهان، جلسه هايي با موضوع «هنرهاي ژاپني»، جلسه هايي با موضوع «هنرهاي نمايش جهان»، شانزده جلسه کارگاه پژوهش نمايش عروسکي، سردبيري وآماده سازي نشريه صفير، سردبيري مجله شفاهي نمايش عروسکي ماهيان خورشيد، دبيري بخش عروسکي شماره هاي اول، دوم، سوم و چهارم، مجله خانه تئا تر، مدرس دانشگاه سوره، مشاور بخش بين الملل نهمين جشنواره جهاني نمايش عروسکي دانشجويان، مشاور هيأت اجرايي اتحاديه جهاني نمايشگران عروسکي يونيما و نماينده ايران در کميته آسيا اقيانوسيه يونيما، ترجمه و تاليف بيش از 50 مقاله و فعاليتهايي ديگر نيز ديده مي شود. و امروز نيز تماشاگران کاري را مي بينند که ديگر يقين دارند آخرين ساخته اوست...
داستان سمک عيار ادامه پيدا کرد... بيشتر صحنه هاي اين داستان در ايران و سرزمين هاي نزديک به آن اتفاق مي افتند. بيشتر شخصيت ها و قهرمانانش نام هاي ايراني دارند. شخصيت اصلي نيز پهلواني نام آور به نام سمک عيار است. مردي که در تمام شهر ها به جوانمردي و پاکبازي و شجاعت و مروت و مردم دوستي و نيک انديشي مشهور و معروف است. نمايش سمک عيار در سرتاسر داستان، انسان را بسوي متعالي شدن مي کشاند. اما کتاب نيمه کاره مي ماند و هيچکس از سرنوشت مابقي داستان باخبر نمي شود. کارگردان با استادي، نمايش را به نقطه پاياني کتاب مي رساند و آنگاه راوي، کار را متوقف کرده و توضيح مي دهد که کتاب تنها تا اينجا ادامه پيدا کرده است. سپس رو به تماشاگران کرده و در اجراي 7 ارديبهشت، متفاوت با تمرين ها و هر اجراي ديگري مي گويد: «راستي... الان بايد چه کار کنيم؟ نمايش رو نيمه کاره رها کنيم؟ پس تکليف سمک چي مي شه؟ تکليف خورشيد شاه چي مي شه؟ بايد چه کار کرد؟ نمايش رو نيمه کاره رها کنيم؟»
اجرا به پايان رسيد، اما بيشتر تماشاگران سالن را ترک نکردند. صداي فرياد ها و اشک ها از پشت صحنه به وضوح شنيده مي شد... من روي يکي از صندليهاي سالن نشسته و به صحنه اي نگاه مي کردم که ساکت بود. نيم ساعت همانجا نشستم و هيچکس از ماندنم تعجب نکرد؛ همه آن جمع هنوز به باور کردن باور نداشتند...

  

شنبه دهم اردیبهشت 1390 :: 13:58 ::  نويسنده : کمیل سهیلی